زنده کردن هنر کاشی‌کاری با خلاقیتی نو در زمان قاجار

معماری اصیل
هویت فراموش شده در معماری اصیل ایران
جولای 26, 2020
کاروانسرای خانات
کاروان‌سرا ی خانات آرامش معماری کهن
جولای 27, 2020
کاشی کاری و تصویرگری

کاشی کاری و تصویرگری

کاشی‌کاری در زمان قاجار

در هنگام بررسی و تحقیق در مورد آثار و سبک‌های معماری موجود در بناهای معاصر به نمونه‌ای جالب از سبک کاشی‌کاری در دوران قاجار بخورد کردیم که نمونه بارز و چشم‌نواز از این کاشی‌کاری یا در بیان بهتر سبک کاشی‌کاری را می‌توان خانه اعلم السلطنه را نام برد.

تاریخ ساخت خانه اعلم السلطنه سال ۱۳۸۸ هـ ق بوده و آنچه این بنا را منحصربه‌فرد کرده سبک اصیل ایرانی و نمونه کامل هنر کاشی‌کاری سنتی به‌کاررفته در این بنا می‌باشد، کاشی‌کاری‌های این بنا به صورت کاشی‌کاری برجسته (کاشی برجسته) و هفت‌رنگ می‌باشد که هر قسمت کاشی‌کاری شده برای خود یک اثر هنری فوق‌العاده زیبا را ایجاد کرده که گویای ذوق هنری و نمایش اصالت هنر و معماری ایرانی می‌باشد، این اثر در زمان خود تحولی عظیم در هنر معماری ایران ایجاد کرد که مجدداً خون تازه‌ای در هنر کاشی‌کاری را ایران جاری کرده.

  گرچه کاشی‌های نقش‌دار، در ایران کهن سابقه‌ای دیرین دارند، اما هریک به لحاظ سبک هنری پدیده‌ای نوین در هنرهای کاربردی در معماری بوده و به خاطر موضوعات نقاشی‌ها در تنوعی خاص، تصویر آشکاری از هویت ملی و ایرانی را به نمایش می‌گذارند.

نقوش روی کاشی‌ها شامل موضوعات کهن به ویژه تصاویر پادشاهان اسطوره‌ای و پادشاهان واقعی ایران دوره‌ی ساسانی و قبل از آن را مطابق مندرجات شاهنامه‌ای فردوسی تشکیل می‌دهند که نام هریک در کنار آنها نوشته شده است. تصاویر این نوع کاشی‌ها موضوعات مذهبی، معماری، به ویژه تصاویر بناهای فرنگی متداول در عصر قاجار، در کنار چهره‌هایی از سایر شخصیت‌ها و نیز پادشاهان دوره‌ی اسلامی را شامل می‌شود.

نگارنده در سال ۱۳۶۸ تشابه نقوش کاشی‌های نصر مذکور را با نقوش برخی از کاشی‌های تکیه‌ی معاون الملک کرمانشاه دریافته بود

سؤال مهم در اینجا تشابه بسیار زیاد تصاویر کاشی‌های این دو بنا با یکدیگر و همچنین، تشابه آنها با برخی دیگر از کاشی‌های موجود معاصر در سایر نقاط از جمله بوشهر، شیراز، قزوین و غیره بود.

انجام مطالعات پیگیر و مقایسه‌ی نمونه‌های مشابه، اطلاعات بسیاری در مورد طرح‌ها و نیز نقاشان و دقت و مهارت آنها و نیز سرمنشأ واحد این نقوش ارائه کرد.

۱- تشابه سبک معماری قاجار

به دلیل تنوع نقوش موجود، بررسی‌های زیادی نخست روی نقوش کاشی‌های موجود در اتاق خانه صورت گرفت.

این خانه در ضلع غربی انتهای بل حافظ تهران در محوطه‌ای نسبتاً وسیع بنایی مربوط به اواخر دوره‌ی قاجار وجود دارد که به خانه‌ی اعلم السلطنه معروف است.

هنرهای کاربردی در معماری آن ترکیبی از تزیینات ایرانی و فرنگی می‌باشد که هم در داخل بنا و هم در نمای بیرون آن به طور چشمگیری قابل‌رؤیت هستند. به رغم تقارن بصری بنا پلان آن و عناصر پیرامون کاخ همانند حوض و آب‌نما و باغچه‌های آن به صورت نامتقارن و با پاجفت طراحی‌شده‌اند، اصولی که از ویژگی معماری ایرانی در طراحی کاخ‌های اختصاصی بوده است.|

محور بنا شرقی – غربی می‌باشد و راه ورود به طبقه‌ی اول به وسیله‌ی راه‌پله‌ای متقارن است که هر سمت دارای ۹ عدد پله به ایوانچه ای با ابعاد ۲۸۳ ختم می‌شود که به اندازه‌ی عرض در آن بوده و به وسیله‌ی دو عدد ستون پیچ مسقف شده است. بنا دارای یک زیرزمین است و پله‌های دسترسی آن زیر ایوانچه قرار دارد. دو عدد پنجره در طرفین ورودی طبقه‌ی فوقانی قرار دارد که تزیینات بالا پنجره‌ی آنها ترکیبی از گره چینی و با حاشیه‌هایی از عناصر معماری سبک‌های رنسانس است. نمای ورودی تقارن سه دهنه‌ای سبک‌های معماری ایران قبل از اسلام، به ویژه معماری پارتی و ساسانی را یادآوری می‌کند. سقف اتاق‌ها غالباً لمه کوبی و تنکه سازی با قاب‌بندی ساده و گره چینی است.

نمای ورودی در قسمت زیر پنجره‌های طبقه‌ی اول دارای موزاییک‌کاری با طرح گره مشاهده می‌شود، علاوه‌برآن، در طرفین پله‌های طبقه‌ی اول دو عدد کاشی تعبیه شده است که در ضلع شمالی، تصویر شاه اسماعیل تنها تصویر پادشاهی از دورهای اسلامی و در ضلع جنوبی، تصویر یک بانوی ایرانی دیده می‌شود. در نمای طرفین ورودی زیرزمین نیز دو عدد کاشی با کادر مستطیل نصب شده که با ذکر اسامی معرفی گردیده‌اند.

در سمت شمالی تصویر ائوره و سمت جنوبی تصویر اذابه از شخصیت‌های اساطیری شاهنامه نصب شده‌اند. نکته‌ی جالب‌تر اینکه در زیر تصویر نیم‌تنه‌ی تور، نام علیرضای نقاش، نوشته شده است و در میان کاشی‌های بسیاری که در این ساختمان نصب شده، این تنها موردی است که نام هنرمند تصویرگر را نیز ذکر نموده است. نکته‌ی اساسی و در خور توجه در این ساختمان کاربرد کاشی‌هایی است که هرکدام همانند یک تابلوی نقاشی مستقلی می‌باشد و هریک در بردارند تصاویر پادشاهان و شخصیت‌های اسطوره‌ای و بیش از اسلام ایران است که در شاهنامه‌ی استاد طوس، اوصاف آنها ذکر گردیده است. این نوع کاشی‌سازی فقط در دوره‌ی قاجار مشاهده می‌شود که شیوه‌ای نوین در نوع خود را معرفی می‌کند. علاوه بر موارد فوق، کاربرد این‌گونه کاشی‌ها در همین دوران در سایر بناهای اعیان و مذهبی حقایق دیگری را آشکار می‌کند که اینک به بیان آنها می‌پردازیم.

٢- کاشی‌کاری های هفت‌رنگ قاجاری خانه‌ی اعلم السلطنه

گرچه کاربرد کاشی‌های زرین‌فام برجسته در بناهای دوره‌ی اسلامی مسابقه‌ی بس قدیمی‌تری دارد، از دوره­ی سلجوقی در داخل بناهای مذهبی از جمله حرم حضرت رضا (ع) کاشی­هایی موسوم به سنجری خودنمایی می­کند و کاربرد کاشی­های برجسته با طرح ستاره‌ی ایرانی از دوره­ی ایلخانی در تخت‌سلیمان و سایر بناهای آن دوره مشاهده می­شود که در داخل طرح ستاره­ی هشت پر با ستاره­ی ایرانی نقوشی نیز رسم کرده­اند، برخی آنها را کوکبی نامیده­اند. تمام تصاویر مرکز کاشی­های قاجاری در طرحی با کادر ستاره­ی ایرانی محاط شده‌اند و چهار طرح لچکی با نقوش اسلیمی فیروزه‌ای رنگ و برجسته در اطراف ستاره وجود دارد و کادر بیرونی این کاشی‌ها معمولاً مستطیل و مربع است. در مواردی نادر کادر بیضی نیز دیده می‌شود.

تصاویر مناظر طبیعی و ساختمان‌هایی با طرح فرنگی و تصاویر حیوانات نیز در میان این کاشی‌ها خودنمایی می‌کنند. .

کاشی‌های این بنا از نظر فنون کاشی‌سازی در واقع کاشی هفت‌رنگ برجسته هستند؛ اما به لحاظ طرح نوین آنها، این‌گونه کاشی‌ها را باتوجه‌به دوران ابداع این شیوه‌ی هنری، بایستی با نام «کاشی قاجاری» مشخص نماییم؛ چرا که هر کاشی تابلوئی بی‌نظیر بوده و دربردارنده‌ی تصویر شخصیت‌های ایرانی جهت تمایز، به ویژه اعم از اسطوره‌ای و یا تاریخی هستند.

نکته‌ی قابل‌توجه پیدا شدن این نوع کاشی در برخی از بناهای عصر قاجار در تهران و سایر شهرستان‌ها است که خود از شیوع این نوع کاشی‌کاری و متداول شدن سبک جدیدی در این فصل از هنر حکایت می‌کند که کاربرد آن در معماری جلوه‌ی خاصی به بناها می­دهد. از طرف دیگر، تشابه تصاویر منقوش بر روی کاشی­ها با یکدیگر ما را بر آن داشت تا منشأ این تصاویر و قدرت ترسیم صورتگران و دقت آنها را موردمطالعه و بازنگری قرار دهیم، زیرا تشابه این تصاویر به حدی زیاد است که تصور تکثیر آنها را به وسیله‌ی دوربین عکاسی و با دستگاه‌های کپی در ما القاء می‌کند. ولی حقیقت مسلم این است که همه­ی آنها به دست نقاشان مختلف تصویر شده‌اند.

غیر از چهار عدد کاشی در نمای بیرون ساختمان، تمام کاشی‌های این ساختمان در داخل یکی از اتاق­های ضلع جنوبی طبقه­ی زیرزمین این ساختمان قرار گرفته‌اند.

مرا یار او را شخصیت‌هایی که در این کاشی‌ها نقاشی شده‌اند، نام هریک نیز در کنارشان نوشته شده است که عبارت‌اند از کیومرث، جمشید، داراب، فریدون، لهراسب، ضحاک، گشتاسب، منوچهر، اسکندر، بلاش، هرمز، بهرام، شاپور، نرسی پوران‌دخت، یزدگرد و … چنانکه ذکر شد از پادشاهان بعد از اسلام فقط تصویر شاه اسماعیل صفوی در نمای بیرون مشاهده می‌شود. نقوش کاشی‌های خانه‌ی اعلم السلطنه با طرح کاشی­های برخی از خانه های دیگر باقی­مانده از دوره­ی قاجار در تهران بسیار شبیه هستند. نمونه­ی بارز کاشی­های خانه­ی قوام الدوله است که به سال ۱۲۵۳ هـ ق بنا نهاده شده و نیز منزل میرزا احمد قوام (قوام‌السلطنه) متعلق به اواخر قرن سیزدهم شمسی در تهران از آن جمله هستند که همگی از سبک واحدی در هنر کاشی‌سازی مصورسازی کاشی حکایت می‌کنند.

٣- کاشی‌های قاجاری خانه‌ی قوام‌السلطنه

داخل یکی از اتاق‌های زیرزمین خانه‌ی قوام‌السلطنه همانند نمونه‌ی قبلی، کاشی‌های برجسته‌ی هفت‌رنگ با نقوش پادشاهان و شخصیت‌های تاریخی مذکور در شاهنامه‌ی فردوسی دورتادور را فراگرفته‌اند. اگر کاشی‌های هر دو خانه را با هم مقایسه کنیم، تنها تفاوت چشمگیر آنها در کادر ستاره‌ای شکل آنها است. چنانکه می‌دانیم، طرح ستاره‌ی ایرانی حاصل چرخش یک مربع در داخل مربع دیگر است که اضلاع مربع پایه (چرخش نیافته) در کاشی‌های خانه‌ی اعلم السلطنه­ی تهران بدون تغییر است؛ اما اضلاع مربع چرخیده به حالت نیم‌دایره و قوس جناغی تغییر نکرده، ولی اضلاع مربع پایه به وسیله‌ی کمانی که قوس آن به سمت داخل است گوشه پخ گردیده‌اند.

طرح‌های هردو قوسی شکل به نظر می­رسند و مسلم است که این تصاویر توسط نقاشان چیره­دستی ترسیم گردیده‌اند. در میان کاشی­های خانه­ی قوام‌السلطنه نامی از نقاش خالق اثر دیده نمی­شود.

طرح کلی کاشی­ها، تصویر و اسامی ذکر شده همانند نمونه­ی قبلی است و چهره­ها و تصاویر معرف پادشاهان ساسانی، اسکندر و اساطیری به شیوه­ی مذکور نقاشی شده‌اند و تنها مورد استثنا در میان کاشی­ها، تصویر ضحاک است که اطراف آن با شکل بیضی محصور شده است. تفاوت­های جزئیاتی در رنگ و حاشیه بیانگر ترسیم آنها توسط دو نقاش مختلف است، لیکن شباهت بسیار زیاد تصاویر دو بنای مختلف، بسیار اعجاب­انگیز است.

۴- کاشی­های قاجاری خانه­ی آرازی در قزوین

خانه‌ی آرازی قزوین هم از خانه­های ساخته شده در اواخر دوره­ی قاجار است، همانند طرح خانه­های قاجاری تهران در اینجا نیز یکی از اتاق­های زیرزمین این خانه دارای نمونه­ی کاشی­هایی از نوع مورد بحث می­باشد. متأسفانه در جریان تغییر کاربری اتاق مذکور که بعداً در این خانه صورت‌گرفته است، تنها چند عدد از این کاشی­ها­ جان سالم به در برده­اند، البته باقیمانده هم زخم تیغه را چشیده­اند.

کاشی­های خانه آرازی از بسیاری جهات با کاشی­های خانه­ی قوام‌السلطنه مشابه هستند و احتمال اینکه هر دو آنها ساخته‌وپرداخته­ی یک اسناد و کارگاه باشد، وجود دارد. این تشابه در اتود قوی نقوش، نوع کادر و رنگ، کاملاً قابل‌مشاهده هستند.

۵- کاشی‌کاری های قاجار ی تکیه‌ی معاون الملک کرمانشاه

تکیه‌ی معاون الملک کرمانشاه به لحاظ کاشی‌های مصور با تصاویر شخصیت‌ها و پادشاهان در ایران بی‌مانند است، زیرا در تابلو کاشی‌های این بنا علاوه بر نقاشی پادشاهان، نقاشی‌هایی از رجال مذهبی و سیاسی معاصر و نیز سایر شخصیت‌های مذهبی و سیاسی، شخصیت‌های مذهبی دوره‌ی اسلامی هم تصویر شده‌اند.

سه نوع مشخص کادربندی در اطراف تصاویر دیده می‌شوند.

الف: کادر تصاویر پادشاهان با طرح ستاره‌ی ایرانی که دخل تصرفی در اضلاع و زوایای آن صورت نگرفته است.

ب: کادر بیضی‌شکل که عمدتاً نقاشی رجال سیاسی و محلی دوره‌ی معاصر را در بردارد و کاشی کاری ها، دارای کادر بیضی و اشخاص، عمدتاً به صورت تمام‌قد نقاشی شده‌اند که هر یک دارای اسم بوده و در مواردی نیز تاریخ ۱۳۳۹ دیده می‌شود که مسلماً تاریخ ساخت کاشی است.

ج: تصاویر علما و شخصیت‌های مذهبی همانند مرحوم علامه مجلسی، علامه حلی، شیخ مفید، شیخ فضل‌الله و مرحوم سید کاظم بحرالعلوم و … که عمدتاً این شخصیت‌ها به صورت نشسته یا نیم‌تنه نقاشی شده‌اند و هندسه‌ی کادر اطراف آنها به شکل کشکولی است (بزرگمهری، ۱۳۶۰، ص ۹۶) این نوع کاشی‌ها عمدتاً دربردارنده­ی تاریخ ۱۳۳۸ می‌باشند.

ناگفته نماند که تابلوهای بزرگ روایتگران از صحنه‌های عاشورا و رویدادهای جنگ امام حسین (ع) و برخی از مباحث و داستان‌های مذهبی مانند به تخت نشستن حضرت یوسف و … مشاهده می‌شود و بالاخره، تابلوهایی با متن آبی که صحنه‌هایی از نقش‌برجسته‌های هخامنشی و سامانی را به تصویر کشیده و مآخذ آنها را با عباراتی همانند در آثار عجم مذکور است، یا در برخی کتب تاریخی مذکور است و بیستون و تخت‌جمشید و … معین شده‌اند و تصویری از نخستین هواپیمای ساخت انسان هم بر روی یکی از کاشی‌های صحن حسینیه جالب‌توجه است.

یکی از کاشی‌های تکیه­ی معاون الملک دربردارنده­ی نام نقاش آن است و این عبارت روی کاشی دیده می‌شود: عمل میرزاحسن خان کرمانشاهی قلمی شد ۱۳۳۶، وجود تاریخ‌هایی از ۹- ۱۳۳۶ نشان می‌دهد که برای تزیین این بنا چندین سال در ساخت و نقش‌اندازی کاشی‌ها وقت صرف گردیده است. نکته‌ی قابل‌توجه در کاشی‌کاری های قاجاری با تصاویر پادشاهان در این تکیه، شماره‌دار بودن برخی از آنها تا ۱۰۹ است که می‌تواند گویای ترتیب حکومت آنها بر اساس منابعی باشد که این تصاویر از متن آنها اخذ شده است؛ مثلاً بعد از رقم ۱۰۷ نام محمدعلی شاه در کنار تصویر آن نوشته شده است. تعدادی نیز بدون رقم مذکور هستند که خود گویای کاربرد حداقل دوسری از این نوع کاشی­ها در این بنا می­باشد.

کادر اطراف تصاویر پادشاهان روی کاشی‌های تکیه طرح ستاره‌ی ایرانی به صورت ساده است. تصویر چنگیزخان نیز در بین این تصاویر مشاهده می‌شود.

۶- نتیجه‌گیری

سرانجام اینکه حدس نگارندگان با مشاهده­ی تصاویر پادشاهان قبل از اسلام ایران در کتاب فارس نامه‌ی ابن بلخی در مورد بهره‌گیری نقاشان قاجار از منشأ و مآخذ یکسان برای ترسیم تصاویر کاشی‌ها به یقین پیوست. زیرا هرکس نمونه‌ی نقاشی‌های با موضوعات یکسان این کاشی­ ها را با تصاویر کتاب کنار هم قرار دهد، با یک مقایسه­ی ساده به واقعیت آن پی می­برد. مضافاً اینکه مصحح فارس نامه در توضیحات مربوط به تصاویر کتاب چنین نوشته است: مرحوم فرصت الدوله تصاویر سلاطین عجم را از کتاب نامه­ی خسروان گرفته و نقاشی کرده و در دریای کبیر آورده است که برای نشان‌دادن هنر فرصت الدوله و زینت کتاب اینقاشی‌ها در جای مناسب خود بر کتاب افزوده شده و در وصف جمشید نیز او را اول کسی که نقاشی و صورتگری فرموده، توصیف شده است. پس مشخص می گردد که الگوی اولیه­ی همه­ی نقاشان و صورتگران کاشی‌ها در بناهای مورد بحث در اصل کتاب نامه­ی خسروانه است. نکته­ای که پژوهشگران در مطالعه ی کاشی­های تکیه­ی معاون الملک نیز آن را دریافته بودند.

نکته‌ای که مهدی غروی نیز در تحقیقات خود به آن تاکید کرده است: در نسخه ای از نامه­ی خسروان که به تاریخ ۱۸۶۸ م ۱۲۸۵هـ ق در کار خانه ی استاد محمد تقی در تهران به چاپ رسیده، نقاشی به نام عبدالمطلب اصفهانی نقاشی کتاب را بر عهده داشته است.

گرچه تصاویر شماره­دار تکیه در ترسیم صورت پادشاهان از اتود ضعیف تری برخوردار است، اما در مجموع همه­ی اینها شواهد گویایی از ابداع و فراگیر شدن روش جدید در فن کاشی‌سازی است. کاشی‌هایی که در واقع همانند تابلوهای نقاشی مستقل هستند که چهره‌پردازی‌های طبیعت‌گرایانه‌ای دارند و از مهارت صورتگران در تصویر چهره‌ها حکایت می‌کند و چه‌بسا بسیاری از این نقش‌ها تصاویر حقیقی از صورت‌های صاحبان آنها هستند که سرانجام، با استفاده از فنون کاشی‌کاری جاودان گردیده‌اند که قطعاً تحقیقات آتی بازهم نمونه‌های بیشتری را معرفی خواهد کرد.

نتیجه‌ی مهم این شیوه ابداع سبکی با تنوع خاص است که منجر به جاودانه ساختن ابعاد گوناگون هویت ایرانی اعم از ملی، فرهنگی، دینی، مذهبی و رجال شناسی گردیده است. در واقع، به‌طورکلی نقش هنر در جاودانه ساختن هویت ایرانی را برای ما بازگو می‌کند. مشخص ساختن گستره‌ی این شیوه‌ی نو در عرصه‌ی هنر کاشی‌کاری، در پهنه‌ی ایران به تحقیقات گسترده‌تری در آینده احتیاج دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *