نظریه های معماری پسامدرن و جدال با معماری سنتی
نظریه های معماری پسامدرن و جدال با معماری سنتی
سپتامبر 5, 2020
آشنایی اجزای قالب‌بندی
اجزای قالب‌بندی ساختمان
سپتامبر 7, 2020
پسامدرنیسم چیست؟

پسامدرنیسم چیست؟

کتاب با موضوع انواع نظریه و هدف یک رسالهی نظری: تعیین گستری رشته ادامه یافته و به این پرسش پاسخ داده می شود که پسامدرنیسم چیست؟ در این رابطه نویسنده با اشاره به اینکه پسامدرنیسم اصطلاحی است که در زمینه های مختلف معانی متعددی دارد، و نقد و بررسی با شرح و بسطشان فراتر از حوصله ی نوشتار حاضر است، از سه نقطه نظر به پسامدرنیسم در معماری می پردازد به منزله ی دوران تاریخی با وابستگی های خاص آن به مدرنیسم؛ به منزله ی طبقه بندی پارادایم های پراهمیت (چارچوب های نظری) برای توجه به مسائل و موضوعات فرهنگی، و چونان مجموعه ای از درونمایه ها. ادامه مطلب اگر چه با حوزه های مهم دیگر تلاقی دارد، اما با وجود این کمک می کند تا پسامدرنیسم مانند یک دوران و شیوهی پرسشگری با درونمایه های مکرر و مشخص ترسیم شود.

نویسنده در بحث پاردایم های نظری تعیین کننده ی پسامدرنیسم معتقد است: پسامدرنیسم علاوه بر رشد نشریات نظری پسامدرنیسم معماری منابع فکری و نمایشگاه ها، اغلب حاکی از وفور پاردایم های نظری یا چارچوب های ایدئولوژیکی است که بحثهای درونمایه ای را سازمان می دهند. پاردایم های اصلی ای که از دیگر رشته ها وارد شده و نظریه

معماری را شکل می دهند، عبارت اند از: پدیدارشناسی، زیباشناسی نظریه ی زبان شناختی و نشانه شناسی، ساختارگرایی، پساساختارگرایی و دیکانستراکشن «شالوده شکنی» مارکسیسم و فمینیسم.

درونمایه ها معماری

در بحث درونمایه ها که با عنوان درونمایه های پسامدرن معماری مطرح شده، به نظر کیت نسبیت در حوزهی نظریه ی معماری توجه به شهر همچون یک مصنوع فرهنگی، و نیز توجه پدیدارشناسانه به مکان جایگاه و موقعیت خاصی به خود می گیرد. اگر چه بسیاری از این دورنمایه ها شاخصهای نظریه ی معماری دوران قبل بودهاند، اما مکان و کالبد بر انطباق و سازگاری جمع با فرد در قالب مسائل تکنولوژیک و انتزاعی و با زبان جهانی گری و همگانی بودن تمرکز داشتند و از این رو در جنبش مدرن اموری ناشناخته بودند. برای مثال ارزش نهادن به ماشین به مثابه الگوی رسمی و عام، موجب طرد کالبد شد.

به باور وی هنر در مقایسه با تکنولوژی نقش مهم تری در نظریفی پسامدرن معماری ایفا می کند، همچون اونگی که در میان قطبهای معماری – معماری در مقام هنر و معماری در مقام مهندسی – در نوسان است

درونمایه ی اول

تاریخ و تاریخ گرایی

اگر دیدگاههای پسامدن تاریخی نظام مند نداشته باشند، نیاز به تجدید نظر دارند. از آن خود ساختن روشی ستیزه جویانه در پرداخت به گذشته است. روش دیگر توجه به خودآگاهی حال به مثابه یک لحظه مشخص تاریخی است که به دوران بندی می انجامد، یعنی جداسازی آثار و رویدادها در قالب مقولات گاه شناختی و سبکی، کیت نسبیت می نویسد: دوران بندی نوعی نگاه تاریخ گرایانه به تاریخ و تلاش بیان روح دوران است، و روح دوران برای زمان کنونی موردی است منحصر به فرد و نیازمند توسعهی یک سبک خاص. بدیهی است تصور ملون از سبک بر این نظریه تاریخ تکیه دارد فرهنگ تاریخ گرا، از این منظره در پی تغییر مستمر است یعنی در پی یک هارمان نوظهور بر مبنای رشد ارگانیک یا تحول موجود در طبیعت. این نظریهی قرن نوزدهم تاریخ، نسبیت باوری مدرنیته ای فرهنگی، به ویژه تصورات پیشرو در مورد نیاز به یک «گسست ریشهای» از گذشته را پایه و اساس قرار می دهد.

یکی از مهمترین رویدادهای تاریخ معماری جدید ارزیابی مجدد آثار بدون دنباله روی یا محدود شدن به مکاتب متداول جنبش مدرن استه

بازنگری پسامدرن در پی تداوم ها و پیوستگی هایی با آثار اولیه هم میباشد، و دربارهای ایدهی آوانگارد «گسست ریشه ای» به دیدهی تردید نگاه می کند.

درونمایه دوم معنا درونمایه سوم

مکان

درونمایه چهارم

نظریه شهری

درونمایه پنجم

برنامه های سیاسی و اخلاقی

درونمایه ششم

کالبد

کیت نسبیت با پرداختن به درونمایه های فوق به ضرورت نظریهی پسامدرن میپردازد به نظر وی نظریه ی پسامدرن با وجود جنبه های گمراه کننده اش دلایل زیادی برای مطالعه دارد. نوشته های سال های ۱۹۶۵ تا ۱۹۹۵ در برگیرندهی غنایی از درونمایه های معماری است که پارادایم های نظری جذابی به آن چارچوب ها می دهد. در واقع آنها ما را در روشن کردن آثار ناهمگون و متنوع معماری در سی سال اخیر، و توضیح ارتباط آن با معماری مدرن یاری می رسانند، نظریهی پسامدرن انتقادی، خوش بینانه و متفکرانه است، ظرفیت و توانایی ذهن را به

چالش می خواند و به آن ارج می گذارد و نمونه هایی از تفکر انتقادی و اخلاقی ارائه میدهد. از این نگاه، نظریه می تواند از نظر آموزشی ارائه کنندهی تحلیلهای قیاسی دیدگاههای مدرن نویسندگان باشد.

در واقع مقولات پسامدرن به واسطهی پیوستگی موجود در درونمایه ها، از جمله  معنای معماری و رابطه اش با طبیعت، شهر، فناوری و پیشینه ی تاریخی به سنت وسیع تری از نظریه ی معماری وابسته اند، غنای این توجهاته و دیدگاهها در مورد معماری و این درونمایهها اتخاذ شده تفاوتهایی هستند که با پژوهش های نظری پیشین وجود دارد.

دلیل این تفاوت تأثیر پارادایم های نظری فرارشته ای قدرتمند بر رشته ی معماری است. برای مثال، این تصور را که نظریه می تواند کاتالیزور تغییرات اجتماعی باشدء مارکسیسم و نقد نو – مارکسیستی مکتب فرانکفورت مطرح می کند

همان طور که گفته شد که این مجموعه در سه بخش تدوین شده و بخش اول نیز ترجمهی مقدمه ای است که نویسنده بر کتاب نظریه پردازی برنامه کار جدید معماری» نگاشته است. این مقدمه که حاصل نگرش چند بعدی و دانش بین رشته ای مؤلف است

دورنمایی جامع به جریان ها و تفکرات معماری معاصر نیمه دوم قرن بیستم ارائه می دهد و مباحث کلیدی شان را مورد توجه قرار می دهد.

در این مقدمه، نویسنده به منابع و مقالات متعددی که در متن کتاب گرد آورده است، اشاره می کند و از آن جایی که این متون منایعی مهم هستند، بنابراین این ضرورت دیده شده تا مقدمدی کوتاهی که در داخل هر یک از مقالات در متن کتاب آورده شده است، ترجمه شود. این مقدمه های کوتاه خلاصهى بحثهای طرح شده در هر یک از مقالات را به طور موجز بیان می کند. این مقدمه های کوتاه که به سی و هشت مدخل می رسند، بخش دوم کتاب و در واقع پیوست اول را تشکیل می دهد. نگاه جامع نویسنده باعث شده تا در متن مقاله به سیکھا، اصطلاحات، نظریدها، فیلسوفان و معماران متعددی اشاره شود که اغلبشان برای خواننده مبهم اند. بنابراین در پیوست دوم کتاب هم تلاش شده تا قسمتی از این مفاهیم توضیح داده شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *