درس‌های زلزله بم و بحران معماری و شهرسازی ایران

بارهای ناشی از زلزله در ساختمان و طراحی معماری
بارهای ناشی از زلزله
سپتامبر 7, 2020
تکرار خسارات ناشی از زلزله
بررسی عوامل تکرار خسارت ناشی از زلزله
سپتامبر 7, 2020
درس‌های زلزله بم برای معماری و شهرسازی ایران

درس‌های زلزله بم برای معماری و شهرسازی ایران

بحران معماری و شهرسازی کشور

در سال گذشته، فرهنگستان هنر پیش‌نویس بیانیه‌ای را درباره «شیوه بهره‌گیری از فرهنگ دینی و ملی در معماری و شهرسازی ایران» برای اظهارنظر در اختیار صاحب‌نظران گذاشت که در آن، توجه به مطابقت ساخت‌وساز در کشور با شروط اولیه تعقل، مهم‌ترین لازمه بهره‌گیری از فرهنگ دینی در این حوزه خوانده‌شده بود.

اساس آن بیانیه بر این تشخیص بود که وضع عمومی ساخت‌وساز بناها و شهرها در کشور آن‌چنان نابسامان و دور از خرد است که معماری و شهرسازی کشور را در بحرانی‌ترین وضع ممکن قرار داده است؛ و تنها راه خروج از این بحران عزم راسخ برای مراعات لازمه‌های اولیه خردمندی و خردپیشگی در ساخت‌وساز است.

بدل شدن حادثه طبیعی زلزله بم به فاجعه‌ای ملی وجهی از درستی آن نگرانی‌ها و توصیه‌ها را نشان داد. از زلزله بم می‌توان دراین‌باره درس‌هایی ارزنده آموخت. وی، با به کار بستن آن‌ها، این نقمت را به نعمت بدل کرد.

وضعیت زمین‌شناسی کشور

 ایران سرزمینی زلزله‌خیز است؛ این را نه‌فقط از زمین شناسان و زلزله شناسان، بلکه از زلزله‌های متعددی که هر یک از ما در طول عمر کوتاه خود دیده‌ایم؛ و نیز از شواهد تاریخی وقوع زلزله در کشور خود درمی‌یابیم.

کشور ما زادگاه شهرنشینی و معماری در جهان است؛ اما در دوره‌های گوناگون تاریخ طولانی‌اش، زلزله‌های ویرانگر بخش اعظم آثار معماری آن را از میان برده است.

بسیار از محوطه‌های تاریخی کشور حاوی لایه‌های مربوط به دوره‌های گوناگون است که هر یک ویرانه‌های شهری است که روزگاری براثر زلزله به کسره خراب‌شده و در دورهای دیگر شهری بر روی آن ساخته‌اند.

وجه تمایز ایران با سایر کشورها

اما ایران یگانه سرزمین زلزله‌خیز جهان نیست. در بسیاری از کشورهای جهان زلزله‌های مکرر روی می‌دهد؛ و در برخی از آنان، بسامد زلزله بیش از ایران است. ویرانگری زلزله نیز خاص ایران نیست.

در حدود سی سال پیش، در ژاپن زلزله‌ای روی داد که براثر آن قریب به یک‌صد و پنجاه‌هزار نفر جان باختند؛ اما آمار مقتولان زلزله‌های مشابه در ژاپن امروز بسیار کمتر از آن زمان است.

وجه تمایز سرزمین ما با چنین کشورهایی نه در تعداد و شدت زلزله است و نه در میزان پیشرفت در فناوری این وجه تمایز که بی‌اعتنایی بدان موجب شده است که آمار مرگ‌ومیر ناشی از زلزله در ایران در طی مدت مشابه تغییر نکند و بلکه افزایش یابد.

این وجه تمایز همانا فراموش کردن واقعیتی ساده و گریزناپذیر است: ایران سرزمینی است زلزله‌خیز؛ و ویرانی نه ناشی از زلزله، بلکه ناشی از تن ندادن به این واقعیت، نداشتن دانش کافی برای زندگی با زلزله، نبود بسترهای مدیریتی لازم برای سامان دادن این‌گونه زندگی در سطح ملی، و ناآشنایی عمومی با آداب این‌گونه زندگی و لازمه‌های آن…

این قبیل عوامل است که موجب می‌شود آمار تلفات زلزله بم در دی ۱۳۸۲ با آمار تلفات زلزله بوئین‌زهرا در شهریور ۱۳۴۲ به نسبت تفاوت چندانی نداشته باشد

ماجرای مکرری که در پی هر زلزله روی می‌دهد. امداد عمومی به مصیبت‌زدگان و پرداختن به بازسازی و سپس از یاد بردن حادثه و علل بروز آن تا هنگام زلزله بعدی است. این مسیری است که در زلزله‌های بویین‌زهرا، طبس، سلماس کل بافت، قاین، رودبار، آوج، قزوین، کنگاور، و بم تکرار شده است.

خسارات ناشی از زلزله

 خسارت آنچه درنهایت این مسیر حاصل می‌شود از خسارت زلزله بیشتر است: خسارت‌های فرهنگی و روانی و شهری و اقتصادی و اجتماعی در برنامه‌های اسکان موقت؛ و خسارت‌های بزرگ ناشی از بی‌تدبیری در بازسازی

شرط لازم برای پیشگیری از فاجعه پیش‌بینی آن نیست؛ زیرا به‌راحتی می‌توان پیش‌بینی کرد که در هر نقطه از کشور، مگر نقاط میانی کویر، زلزله رخ خواهد داد.

پیشگیری از خسارات  

لازمه پیشگیری، در آن حدود که به متولیان و کارشناسان امر معماری و شهر مربوط است، تدبیر کردن و سامان دادن همه امور، از آموزش و برنامه‌ریزی و طراحی و اجرا و مدیریت، از خانه و بنای خصوصی و عمومی تا همه شهر و روستا، با اعتنا به زلزله وابتنا بر لازمه‌های معماری‌ای است که خطر زلزله چون واقعیتی محترم در همه وجوه آن لحاظ شده باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *